صفحه نخست » چالشهای شناسایی رایحه
چالشهای شناسایی رایحه۱۳۹۳-۱۱-۹ ۰۴:۲۳:۱۹ +۰۳:۳۰
چالشهای شناسایی رایحه

 

همانطور که اسکیموها برای انواع متفاوت و شدت های برف ها مانند: برف در حال آمدن، کولاک، بارش ناگهانی، یخ زدگی و بوران، لغات متفاوتی دارند، در عطر سازی نیز تعبیرات مختلفی از رایحه وجود دارد. زارزو و استانتون فضای عطر و درک آن را با جزئیات دقیق و ماهرانه مورد بررسی قرار دادند. در حالی که این دو محقق در طلب نقشه حسی نهایی (که شامل توصیف گرهایی که بیشتر در عطرسازی استفاده می شوند بودند)، آزادانه چالش های پیشرفت آن را پذیرفتند. در درجه اول، نبود توافقی میان عطرسازان در مورد مواد، که عطرهای خاص را با نمونه نشان دهد. برای مثال، بعضی ها نعنا هندی را اساساً خاکی در نظر می گیرند و از دید برخی دیگر نعناع هندی بارزترین نمونه رایحه زمینی است.

رایحه های سبز اغلب شامل گیاه های خشک و کاج مانند مریم گُلی و رزماری، چمن، برگ، اسطوخودوس، ریحان و بابونه می شود. ادواردز، باریجه را به عنوان ماده ای که به بهترین شکل رایحه های سبز را ارائه می کند شناسایی کرد، در حالی که بانک اطلاعات بولین هرینگ این صمغ را منبعی برای رایحه های خشک و ترش می نامد. برای توصیف سبز به بهترین شکل، فرد باید به فنیل استالدهید دی متیل استال رجوع کند یا به متیل هپتین کربونات؟ نقشه کش های رایحه، سبزی چمن کنده شده را با برگ بنفشه در یک دسته قرار نمی دهند. اگرچه اکثر برگ ها بوی سبز دارند،برگ بنفشه جنبه گُل بو دارد. چه زمانی یک رایحه سبز برای در نظر گرفتن به عنوان منبعی برای سبز، “بیش از حد گُل بو” می شوند؟

آیا اوژنول موجود در گل میخک بهترین نمونه ادویه ای است؟ عقیده بولنز و هرینگ چنین است. بر خلاف آنها، پائول جلینک به عنوان یک رایحه ادویه ای/معطر متداول، سافرول (ترکیب شیمیایی) را انتخاب می کند. در نمونه دیگری از طرح ادویه ای، اچ. زواردمیکر اوژنول را معطر/ ادویه ای و سافرول را معطر/ انیسون در نظر می گیرد.

بر مبنای بانک اطلاعات بولنز هرینگ، زارزو و استانتون مشاهده کردند که کیفیت علفی و انیسونی سافرولِ (ترکیب شیمیایی) از هر ادویه ای پر حرارت دیگر برجسته تر است. این فاصله بین جایگاه های “ادویه ای” و “معطر/ ادویه ای” در F-2 را نشان می دهد. مواد منبعی این توصیف گرها به طور واضح با یکدیگر تفاوت دارند. در عین حال، به نظر می رسد کلمه توصیفی “معطر” که پائول جلینک به کار می برد، بیشتر از روشنایی، گرما را القا می کند. در بانک اطلاعات بولنز هرینگ، وانیلین، یک رایحه شیرین، منبعی برای “معطر” بود اما این اصطلاح چون از “عطر” گرفته شده است به نظر می رسد که باید هر رایحه دلپذیری را شامل شود. 

 

 

مطمئناً “با طراوت” در میان توصیف گرهای رایحه بسیار دردسر ساز است. زارزو و استانتون متوجه شدند که بانک اطلاعات تایبوند از نمایه های معنایی عطر، توصیف گر “با طراوت” را به عنوان متداول ترین در میان 85 توصیف گر رایحه منعکس می کنند. از لفظ با طراوت به عنوان اولین یا دومین توصیف گرِ 54 درصد از مواد عطری موجود در این بانک اطلاعات استفاده شده است. در طرح ادواردز، با طراوت گروهی است که زیرگروه های آب گونه؛ سبز، مرکبات و میوه ای را شامل می شود. 

وسوسه کننده است که یک نقشه دو بعدی مواد عطری را به نهایت گنجایش علمی اش برسانیم. اگر هر نقشه رایحه فقط به یک نقطه روی شبکه مسطح اشاره کند (یک آدرس خصوصی که رایحه بتواند آن را خانه بنامد) این سوال ایجاد می شود که آیا این ادعا درست است که مختصات x و y در چنین نقشه ای لزوما می تواند تمام رایحه های موجود در جهان را پیش بینی کند؟ پاسخ منفی است. در نقشه رایحه دو بعدی که زارزو و استانتون از بانک اطلاعات بولنز هرینگ به وجود آوردند، طرح نقشه فقط حدود 33 درصد از کل تغییر پذیری اطلاعات را نشان می دهد. بنابراین دو عطر مشابه ولی مجزا ممکن است که در یک نقطه در نقشه قرار بگیرند.

ما انسان ها حدود 350 گیرنده بویایی داریم و تنها 3 نوع گیرنده بینایی. همانطور که زارزو در تحقیقاتش راجع به پایه مولکولی برای شناخت عطر توضیح داد، رَویه کد گذاری ترکیبی به انسان اجازه می دهد تنها با چند صد گیرنده بویایی، میان هزاران مولکول معطر تفاوت قائل شود. چندین گیرنده ممکن است که به یک رایحه و یک گیرنده ممکن است به چندین رایحه پاسخ دهد. مهندسی عطرها برای انسان ها بسیار پیچیده است.

 

 

عطر و ادکلن

This website uses cookies and third party services. Ok