L’ORCHESTRE PARFUM: موسیقی در عطرها بررسی رایحه

hesamhesam
57 بازدید

من همیشه مشتاق سینوستزی بوده ام – توانایی خاصی در درک ما که به ما امکان می دهد نام ها را با رنگ های خاص ، نت های موسیقی برای داشتن رایحه های خاص و رنگ های مختلف هر یک سلیقه خود را مرتبط کنیم (و نه ، من صحبت نمی کنم در مورد رنگ های آبرنگی پایه عسل که روزانه در لنینگراد می فروختند) ، در حالی که احساسات ظاهری اشکال هندسی دارند. این اصطلاح ریشه یونانی دارد – از συν- ‘با هم’ + αἴσθησις ‘احساس’: احساس مختلط. همه کودکان ، کم و بیش ، استعداد هم افزایی دارند ، با این وجود ، هرچه رشد می کنیم ، کانال های ادراک متفاوت می شوند ، بنابراین نقاشی ها دیگر آواز نمی خوانند.

L'Orchestre Parfum

در مورد من ، بیشتر از من است تخیل زنده و چشم کارگردان: من باید درک کنم که یک بازیگر برای خواندن متن شعر نمادین در آغاز قرن بیستم باید از چه رنگی استفاده کند ، از چه نوری باید برای او استفاده شود ، چه موسیقی و حرکتی برای به راه انداختن او لازم است سودمند در قطعاتی که کارگردانی می کنم ، تا حدودی از تکنیک های cheironomy استفاده می کنم (حرکات خاصی که همراه با آواز یا ملودیکلامیشن است ؛ در موسیقی باستان ، قبل از نت ، این راهی برای مدیریت گروه کر بود ، زمانی که رهبر ارکستر به طور کلی رئوس ملودی با بازوها و دستانش) ، و همچنین eurythmy (یک حرکت هنری مکتب اشتاینر است که هماهنگ با شعر خوانی و موسیقی ترکیب می شود). همه اینها اشکال تلفیقی بین اشکال مختلف زیبایی است که هدف آن درک بهتر بیننده از عملکرد هنری به بیننده است.

به همین دلیل است که وقتی من به برندی برخوردم که در ترکیب موسیقی و موسیقی نقش دارد عطرسازی ، مطمئناً نمی توانستم از کنار آن عبور کنم.

L’Orchestre Parfum یک فرانسوی بسیار جوان است شرکت عطرسازی طاقچه ای که فقط سه سال است در بازار موجود است. شش عطر اول آن در سال 2017 ظاهر شد ، در حالی که جدیدترین آن در سال 2019 منتشر شد. بنیانگذار این شرکت ، پیر ، خود را به عنوان یک نوازنده و عطرساز معرفی می کند ، لذت اصلی خلاقیت او رایحه های طبیعی موسیقی یا آلات موسیقی به طور دقیق است: چوب گیتار ، مس ترومبون ، کیف چرمی کورا. سپس سه عطر ساز اصلی شروع به ساختن آهنگ های پیرامون این سه ایده بویایی کردند و بعداً ، پنج نوازنده که در سبک های کاملاً متفاوتی نواختند ، ملودی های خود را برای هر عطر یکی ساختند.

خط حاصل شش عطر در پاریس است. ، ایجاد شده در گراسه و تولید شده در بهترین سنتهای صنایع دستی مدرن ، همه از نظر ایدئولوژی سازگار با محیط زیست.

از یک طرف ، این یک مفهوم فوق العاده است.

از سوی دیگر ، این یک رویکرد کاملاً استاندارد است ، که هدف آن هیپسترهای نسبتاً جوان دارای ذهنیت جهانی است ، البته کمی روشنفکرتر از دیگران: نه شش شهر پیش پا افتاده جهان ( با یک عاشق در هر یک ) ، اما شش آلات موسیقی و شش سبک موسیقی که با آنها مرتبط هستند .

موارد فوق را می توان به خوبی انجام داد ، یا ممکن است نسبتاً متوسط ​​به نظر برسد.

بیایید بررسی کنیم که چگونه در این مورد اتفاق افتاده است ، عطرها را بو خواهیم کرد و به موسیقی مربوطه گوش خواهیم داد.

(شما می توانید با ترکیب موسیقی اصلی در صفحه اصلی – متأسفانه نمی توانم آنها را مستقیماً وارد متن بررسی کنم).

* * *

فلامنکو نرولی

من از نرولی به عنوان یک یادداشت متنفر هستم به طوری که عملاً غیرممکن است که عطرهایی با موضوع تحت تأثیر قرار بگیرند. با این حال این عطرسازی L’Orchestre ناگهان موفق به انجام چنین کاری شده است. گیتار فلامنکو در حد متوسط ​​به نظر می رسد: مالیخولیایی و نسبتاً آرام اما در عین حال قدرت خزندگان فنری اجباری در داخل ، بسیار معمولی از ژانر موسیقی است. نرم ، صاف ، بدون صدای جیغ های ناگهانی و جیغ های پرشور ، مشخصه فلامنکو ضخیم و “مردمی”: این قطعاً یک گیتار شهری است ، متمدن و به موسیقی جاز و استراحت عادت کرده است – پیچیده نیست ، اما خوشمزه است.

با سفید شدن تدریجی پالت توسط چوب نرم چوب درخت چوب ، احساس یک سیستا و لنگش مشخص می شود ، تا حدی شیرینی و تلخی را پاک می کند ، اما به طور کامل هیچ یک از این دو را از بین نمی برد ، به راحتی صحنه را بسیار پاستلی ، هوا ، همگن ، با تداخل رنگی نرم – کمی سبک تر ، کمی تیره تر ، کمی شیرین تر ، لمس می کند تلخ تر – همه روی پایه های چوبی آرام ، با اعتماد به نفس و بسیار طبیعی قرار می گیرند. پس از یک دوره زمانی خاص ، چوب درخت سرو تا حدودی شیرین و بیشتر شبیه چای می شود – به سادگی پر زرق و برق! این یکی از معدود عطرهایی است که کاملاً “اروپای جنوبی” است و من با لذت از آن استفاده می کنم. احتمالاً ، راز این واقعیت است که ما در اینجا با کم بیان صحبت می کنیم ، نه زیاد اظهارنظر – عطرهای شاد معمولاً هنگام اعلام خود بیش از حد بلند هستند.

________________________

Piano Santal یک عجیب واقعی است. این یک پیانوی آرام ، بسیار نجیب ، آوانگارد و در عین حال ملودیک است. هم رایحه و هم موسیقی دارای نوع بسیار زیبایی از ترکیب – دنج ، دریایی ، شبانه ، قمری هستند. ضربات چوبی کوبه ای الکترونیکی جریان کلیدهای پیانو را به طور غیرقابل مقایسه ای ایجاد می کند – نتیجه آن عمیق ، بالغ و غیرمعمول است.

هنگام صحبت در مورد رایحه نیز همین مورد وجود دارد. نت اولیه متمایز از چوب صندل تقریباً بلافاصله در کوکتل بنفش با رنگهای مشکی سبک و ظریف غرق می شود و دیگر هرگز از زیر آنها خارج نمی شود. منظور من هنگام رنگ آمیزی دریا ، منظور از آبزی یا حتی شور نیست – فقط آرامش و وسعت دریا خوابیده در شب. پرتاب عظیم پشم و ابریشم ، صندلی راحتی روی ایوان ، ماه کامل. از اتاق دیگری می توان موسیقی شنید. درونگرایی سعادتمندانه روحی که قناعت می کند. این عطر بسیار گوشتی ، نرم ، انسانی و همزمان حیوانی است بدون اینکه آشکارا حیوانی باشد: مانند خز گرم گربه ای که روی دامان من چرت می زند. در اینجا یک یادداشت زیره بسیار ظریف وجود دارد. دنج بودن ambroxan در Piano Santal کاملاً مناسب است متعادل است و اگر آبنبات چوبی شیرین ، ترنج با ته رنگی کمی ترش و تند که مانند چین هایی در ابر خود فرو رفته است ، تقریباً عالی نخواهد بود ، ثابت می کند که گیلاس بالای کل ترکیب است. لطفا یک بطری کامل داشته باشم؟

________________________ p >

گل رز تامبن قرار بود مورد علاقه کمتری قرار بگیرد ، زیرا من علاقه زیادی به سبک هارلم ندارم ، اما در اینجا مقاومت در برابر آنها بسیار جالب توجه است! این یک باشگاه جاز تاریک است که مملو از مردم است ، درها به شب باز می شوند ، بنابراین یک موج گرما با موج سردی مخلوط می شود. صدای ترومبون بی ادبانه و تحمیل کننده است و از این طرف به آن طرف می لرزد.

من از عنوان” sensual “که در رابطه با عطرها استفاده می شود متنفرم – بیش از حد از ارزش آن کاسته شده است ، اما در اینجا sensuality چیزی است که در واقع به دست می آوریم. دود سیگار ، مشروبات الکلی – صادقانه می گویم افراد غیرنوشنده و طرفدار سبک زندگی سالم تا حدودی در زندگی از دست می روند. این آلکالوئیدهایی نیستند که آنها از دست می دهند ، نه ، بلکه آزادی است ، به معنای کاملاً شاعرانه کلمه.

از نظر تئوری ، مردم باید چیزی مانند رم در آنجا بنوشند ، اما در این عطر گل رز غسل می کند در استخر شراب گازدار شیرین یا حتی ورموث. این یک گل رز به اندازه موجود نیست ، بیشتر یک مشروب گل سرخ است که زبان شما را با آلدهیدهایش سوزن سوزن می کند ، اما نه خیلی شدید. آلدئیدها بهمراه مشک شیرین و وانیل احساساتی کنجکاو ، تا حدودی ناخوشایند ، تنبل و در عین حال برافروخته ایجاد می کنند: مشخص نیست که چه می خواهید – نوشیدن یک نوشیدنی دیگر ، انجام رابطه جنسی ، رقصیدن بیشتر یا کشتن کسی. من این گل سرخ را دوست دارم: هرچه بیشتر به عطر تبدیل می شود ، کمتر قابل تشخیص است ، اما فضای “صدای کثیفی” را از شب روشن شده با نور الکتریکی ساکت و بیش از حد زیاده روی انحصاری به طرز شگفت انگیزی تنظیم می کند ، و در نهایت از نوشیدنی های سبک تر به یک رم سیاه چوبی. آفرین. می توان انتظار داشت که رایحه قوی تر و ضخیم تر باشد ، با این حال نزدیک به پوست قرار دارد ، که بسیار خوب است – در غیر این صورت قدرت آن زیاد خواهد بود.

________________________

چرم کورا یک سورپرایز دلپذیر دیگر بود. در اصل ، این کمترین نوع چرم مورد علاقه من است – یک خشمگین روسی سنگین روی تار ، اما هیپسترهای فرانسوی دلپذیری که ما در اینجا صحبت می کنیم ، آن را کاملاً هوشمندانه با انبه سبز و بسیار تحریک کننده ترکیب کرده اند. هل ، که نتیجه هر دو عجیب و غریب و رسا است.

آفریقا به عنوان یک عطر بسیار دشوار است: عطاری ها معمولاً از شمال عربستان مانند مراکش ، الجزایر یا مصر استفاده می کنند و آن را به مشرق زمین تبدیل می کنند. من حتی نمی توانم واقعاً سرزمین اصلی آفریقای جالب دیگری را در یک عطر به یاد بیاورم ، اما ممکن است این واقعیت باشد که من هرگز واقعاً به دنبال این مکان نبودم. چرم موجود در این عطر ابتدا شلیک می کند و بسیار فصیحانه این کار را انجام می دهد ، بعداً انبه و هل از دو طرف به آن حمله می کنند و برای مدتی آن را خفه می کنند – عطر بسیار عجیب ، جالب اما نامتعادل ، حتی نسبتاً ناخوشایند می شود (گرچه به احتمال زیاد فقط برای من خیلی خارجی است) ، اما خیلی زود دوباره آرام می شود. این چرمی کاملاً عجیب و غریب ، هوای مطبوع و تند است که یادآور چرم های عجیب و غریب اتکینسون است ، مانند دسته گل Excelsior و دسته گل بریتانیا ، در عین حال سیاه تر ، به طور همزمان هوا و رزین است. از بینی برای شیرینی بیشتر رزین ها استفاده می شود ، اما آنها قادر به تطبیق نیستند ، خشک و شور ، مانند یونجه ، مانند چمن های سوخته در دشت ساوانا ، باقی می مانند. این یک حرکت زرق و برق دار است ، اما عطر ظاهراً ناتمام مانده است … گویی که به یک نقطه لهجه روشن ، مانند یک گل قرمز روشن ، گلبرگهای بسته شده برای شب ، چیزی گردتر یا تیره تر ، ضخیم تر نیاز دارد. احتمالاً کل موضوع این است که مورد اخیر یافت نمی شود. با استفاده از آن ، عطر بلافاصله رایج می شود ، عطری که قبلاً بارها توسط بسیاری دیگر ساخته شده است. به طور کلی ، من خودم اوج مونولوگ ارائه شده را نشنیدم.

کرای آفریقایی ، آمیزه ای بین عود و چنگ ، ​​گردن بلندش شبیه بانجو ، اما با صدای خاموش و گیتار مانند صدا ، به زیبایی ملودی رقص و آرام و زانو را رقص می زند – این کار را با پای برهنه در جاده غبارآلود که به تدریج خنک می شود پس از پایان گرمای شدید روز که به پایان می رسد ، نگاه به غروب آفتاب سرمه ای و پیش بینی استراحت مورد نیاز در زیر سایبان یک چادر ، با یک شام نزدیک آتش.

________________________

Thé Darbouka – من آن موسیقی را برای یکی از نمایش هایم می خواهم! داربوکا ، پر سر و صدا ، طنین انداز و بسیار چوبی ، که به کیفیت تقریباً فلزی می رسد ، یکی از جادویی ترین آلات موسیقی در جهان است. آیینی ، جادویی و توانایی گفتن داستان هایی در مورد جهان های درونی. در آن به وضوح می بینید که آتش در دیگ خیابانی در حال رقص و تکون است ، در حالی که سایبان های لرزان در شب نور قرمز و نارنجی تنفس می کنند. به نظر می رسد که ممکن است هرگز فردی یک بار در داربوکا غوطه ور نشود … خوب ، حداقل تا صبح می آید.

رایحه ساز در ارکستر یک چای پیچیده با عطر و طعم وصف ناپذیر است ، در عین حال شیرین ، ترش و با رنگ آمیزی رزین ، جنگل و یادداشتی فصیح از گل ماندگار خشک ، مشابه آنچه در این را دوست دارم: تیلدا سوینتون از Etat Libre d’Orange. همانطور که گفته شد ، به نظر می رسد همه موارد فوق یک خیال پردازی است – احتمالاً آنها دوباره چیزی به آتش افزوده اند. در ابر عطر و طعم هایی که با آن روبرو می شویم ، یک هلو خشک به بیرون نگاه می کند … برخی از گل های شبانه مانند عطر و بوی آنها شبیه فرانجیپانی است … یک نوع چوب زیبا که خدا من را ببخشد ، احساس عود می کند ، اما نوع دوم تقریبا کاملا پنهان است توسط رزین ها ، نه تنها قابل تحمل ، بلکه حتی زیبا است. همه اینها از درون می درخشد ، گویی که در حال تماشای یک تابه آتش سوزان هستید که از طریق یک لیوان کوچک چای قرمز و کهربایی به رنگ زغال سنگ پر شده است. چای سیاه اما سبز نیست ، که نه ترکیب آن را زیاد می کند و نه آن را کم رنگ می کند – واقعاً یادآور ترکیبات چای Floraiku ، البته به اندازه لاکونیک نیست. این معجونی از زیبایی شگفت انگیز است. به راحتی با “Piano Santal” برای کسب رتبه برتر در رتبه بندی من رقابت می کند.

________________________

Encens Asakusa سومین عطر ارکستر است که تقریبا زیبایی شما را می کشد. بسیار زرق و برق دار و بسیار عجیب است – احتمالاً حتی بیشتر از آن وقتی که با موسیقی مربوطه ترکیب شود. کوتو ژاپنی به طور متناوب با شتابهای شدید ، تقریبا هیستریک ، رشته هایش که با قلع کف می زند ، زیر انگشتانش با عذاب شدید زوزه می کشد ، می ترکد – با این حال ، همه موارد فوق دارای زمینه اصلی اصلی عجولانه و آرامش درونی شکست ناپذیری است ، به طوری که موسیقی واقعاً باعث می شود ارتباط شما با واقعیت انسانی قطع شود و ناخواسته به قلمروهای بالاتر صعود کنید.

اگر سایر رایحه های موجود در این مجموعه کم و بیش قابل پیش بینی باشند ، این یکی نیست. من آن را به عنوان یک گیاه گل آبی با توت قرمز و مربا توصیف می کنم. ترکیبی از رزین شفاف و توت شبیه Lothair است توسط Penhaligon’s ، اما در اینجا تخته های چوبی کشتی به دست ما نمی رسد ، اگرچه در رایحه ای عمدتا شیرین و کمی دودی نیز چیزی شور وجود دارد. نیلوفر آبی یا نیلوفر آبی در دود بخور غوطه ور است ، و مانند برخی از دوشیزه های پوست جلویی واقعی ، به عنوان ریشه گیاه بوبرگ برمی گردد. سرو دومین نت ، چوبی و ترش ، رزین را در کنار مور معبد نگهداری می کند. کل ماجرا با پودر ظریف و مرمرک زنبق که روی محراب عطر کامی غبارروبی شده به پایان می رسد: مردم نمادهای مقدس را درست روی آن ترسیم می کنند.

این قطعاً سومین مورد پسند من است ، اما به سرعت و به اندازه سایه از روی پوست ناپدید می شود.

با کمی تعمق در مورد مسئله ، اعتراف می کنم که ترجیح می دهم Piano Santal از این سه.

بنابراین ، ارکستر عطرسازی معلوم شده است که یک مارک تجاری فوق العاده است: سه عطر بسیار خوب و سه عطر بسیار عالی که با ظرافت ترین موسیقی ها با موسیقی ترکیب می شوند راه.

سفر موفقیت است.

دسته بندی اخبار
اشتراک گذاری

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت